
با جای خالی ِتو لامبادا میرقصم....
بگذار موش ها با خیال راحت تمام شکلات ها را بخورند ...
تو که نیستی دیگر چه فرقی میکند لباسم را با کدام رنگ ست کنم
کمربندم را از کجای دست های تو / شطرنچی ببندم یا نه
تو که نیستی ... باید سایه ها را جدی تر بگیرم
شراب را /لاجرعه بنوشم
و هدیه ای را باز کنم / که خودم بسته ام
بگذریم / از تمام ِ کافه های شلوغ ِ امشب
از تمام قرار ها و بی / قرار ها ..........
امشب به زور خودش را تا دوزاده میکشد .........
بگذریم ... موش های عزیز ولنتاین گذشته تان مبارک...
خیانت / خواب آور تر از رابطه ای بود
که من سر از / آنجای تـــــــــــو در بیاورم ...............
آنجایی که همه ترا برای یک شب میخواهند/انجایی که بهانه میشود برای ناله زدن هایت پیش دیگران
تا شاید کمی بتوانی درد سنگین خیانت را به من/تحمل کنی...
ما دستمان به صندوقی نمی رسید / که از صدقاتش برای تنهایی دعا کنیم
من /آب میشوم که شمعم بماند برای نقاشی ....
مرا را با سفید ِ /به خاک نشسته بکشم ...
و خودرا را با /بوی الکل و تنی که تنت را با او آمیزش دادی...........
خنده بر لبهایشان ... کمی درخت ... دو تکه ابر ..........
آنقدر حقیقی رسم کنم این همه بوسه ی رمانتیک را
که راست / ترین قسمت این همه خوشبختی
تنها دود کشی باشد که رنگ دود هایش در قهر و آشتی / توفیر نمی کرد
بگذار موش ها با خیال راحت تمام شکلات ها را بخورند ...
تو که نیستی دیگر چه فرقی میکند لباسم را با کدام رنگ ست کنم
کمربندم را از کجای دست های تو / شطرنچی ببندم یا نه
تو که نیستی ... باید سایه ها را جدی تر بگیرم
شراب را /لاجرعه بنوشم
و هدیه ای را باز کنم / که خودم بسته ام
بگذریم / از تمام ِ کافه های شلوغ ِ امشب
از تمام قرار ها و بی / قرار ها ..........
امشب به زور خودش را تا دوزاده میکشد .........
بگذریم ... موش های عزیز ولنتاین گذشته تان مبارک...
خیانت / خواب آور تر از رابطه ای بود
که من سر از / آنجای تـــــــــــو در بیاورم ...............
آنجایی که همه ترا برای یک شب میخواهند/انجایی که بهانه میشود برای ناله زدن هایت پیش دیگران
تا شاید کمی بتوانی درد سنگین خیانت را به من/تحمل کنی...
ما دستمان به صندوقی نمی رسید / که از صدقاتش برای تنهایی دعا کنیم
من /آب میشوم که شمعم بماند برای نقاشی ....
مرا را با سفید ِ /به خاک نشسته بکشم ...
و خودرا را با /بوی الکل و تنی که تنت را با او آمیزش دادی...........
خنده بر لبهایشان ... کمی درخت ... دو تکه ابر ..........
آنقدر حقیقی رسم کنم این همه بوسه ی رمانتیک را
که راست / ترین قسمت این همه خوشبختی
تنها دود کشی باشد که رنگ دود هایش در قهر و آشتی / توفیر نمی کرد


م :
ن : SHAHR00Z
